السيد علي الحسيني الميلاني

42

نگاهى به حديث منزلت (فارسى)

إنّه لابدّ أن أقيم أو تقيم ؛ ناگزير يا من بايد در مدينه بمانم يا تو . آن گاه كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله حضرت على عليه السلام را در مدينه جانشين خود قرار داد و رهسپار تبوك شد ، گروهى - در بعضى نقل‌ها آمده : گروهى از قريش ؛ و در برخى ديگر عدّه‌اى از منافقان - چنين گفتند : پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله على را در مدينه به جاى خود نگذاشت مگر به خاطر اين كه از او خوشش نمىآمد . اين سخن به گوش امير مؤمنان على عليه السلام رسيد ؛ از اين رو در پى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله رفت و پس از رسيدن به ايشان ، پيامبر به او فرمود : « اى على ! براى چه به اين جا آمده‌اى ؟ » . پاسخ داد : اى رسول خدا ! قصد مخالفت با شما را نداشتم مگر آن كه گروهى گمان مىكنند كه به خاطر ناخشنودى شما از من ، مرا در مدينه به جاى خود قرار داده‌ايد . پيامبر خدا لبخندى زد و فرمود : يا علي ، أما ترضى أن تكون منّي كهارون من موسى إلّاأنّك لست بنبيّ ؟ قال : بلى يا رسول اللَّه !